آرشیداآرشیدا، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

لحظه های بی تکرار از کودکانه های آرشیدا

21 ماهگی رنگارنگ آرشیدا

وقتی فولدر عکسها و فیلمهای 21 ماهگی دخترکم رو نگاه می کردم تا برای ثبت توی وبلاگش گلچین کنم خودم از تنوع و رنگارنگی خاطرات این ماه تعجب کردم چرا که این روزها به لطف روزهای قشنگ بهار مدام در حال گشت و گذار و تفریح بودیم که خدارو به خاطر گذر شاد لحظه هامون صدها بار شکر می کنیم. آرشیدای منٰ؛ ای کاش همه ی این روزها رو به خاطر قشنگی و شادیشون همیشه به ذهن بسپاری. ای کاش شادی این روزها و لمس ثانیه های ناب کودکیت رو همیشه به یاد بیاری چرا که تکرار روزها ممکن نیست. آرزو میکنم اونقدر فرداهات رنگین تر و شیریتنر از روزهای گذشتت باشه که حتی وقتی خاطرات ثبت شده توی این وبلاگت رو مرور کردی برای قدکشیدن و تغییرات ظاهریت لبخند بزنی و هرگز برای روزهای ...
22 خرداد 1394

روزهای شاد 20 ماهگی

بهار از راه رسید درست مثل هر سال و از همان روزهای اول دست به کار شد تا با چرتکه ی رنگ و جعبه هزار رنگش طبیعت را به سلیقه ی خودش رنگامیزی کند. آدمها هم غرق رنگ شدند درست مثل هر سال. خوب که می اندیشم همه چیز تکرار شده بی هیچ تغییر. تکرار است و تکرار. ولی امسال برای من همه چیز رنگ دیگری است بیشتر نگاه می کنم، بیشتر توضیح می دهم و بیشتر می اندیشم چرا که باید بیشتر بیاموزم تا بتوانم بهتر تحویل دهم چرا که دختر کوچکی به امانت گرفته ام که این روزها همه چیز برایش جدید است و یک دنیا سوال. نمی خواهم همه چیز را از همین ابتدا به رنگ تکرار ببیند و غرق تکرار های یک رنگ شود دوست دارم همه ی آنچه زیباست زیبا ببیند. خوب که نگاه می کنم آرشیداست که امسال ب...
20 ارديبهشت 1394

عکس آتلیه ی یک و نیم سالگی

قبل از عید به مناسبت یک و نیم سالگی آرشیدا و دومین نوروز سه نفرمون تصمیم گرفتم که چند تا عکس ست مامان و دختری و همینطور عکس سه نفره تو آتلیه بگیریم که متاسفانه بابا به تایم آتلیه نرسید و من و آرشیدا باهم عکس گرفتیم. نمی تونستم عکس ستمونو به دلیل قوانین وب بزارم ولی گذاشتن این دو تا عکس تکی آرشیدا خالی از لطف نیست.  البته هر دو تا تم رو آرشیدای ما خودش از بین همه ی دکورها انتخاب کردو حسابی هم موقع گرفتن عکس ها نانای کرد و خندید.     ...
29 فروردين 1394

هفت سین پر ماجرای مامان

امسال اولین سالی بود که قرار شد بعد از 5 نوروز مشترک تو خونه ی خودمون بمونیم و سال تحویل رو جشن بگیریم برا همین من هم تصمیم گرفتم یک هفت سین متفاوت بچینم و تو مسیر تحقیق و خلق ایده با یه مسابقه ی هفت سین تو اینترنت روبرو شدم. به خاطر زحمت زیادی که برای هفت سین پر از سبزه ام کشیده بودم توی این مسابقه شرکت کردم و الان هم به مرحله ی داوری مردمی رسیدم حالا هم از همه ی دوستای خوبی که به وبلاگ من و دخترم سر می زنن و ما رو همراهی می کنن خواهش می کنم تو داوری مسابقه شرکت کنن و به هفت سین من رای بدن البته برای رای دادن باید توی سایت پرنیان رسانه عضو بشن که احتمال برنده شدن پنج دستگاه تبلت هم برای دوستانی که رای می دن هم وجود داره. برای دادن رای...
18 فروردين 1394

دومین نوروز آرشیدا

سال نو مباااااااارک استقبال از نوروز امسال و تعطیلات سال نو با گذر روزهای قشنگ 19 ماهگی آرشیدا موهبت الهی بود که خدا نصیبمون کرد. آمادگی برای تحویل سال، چیدن هفت سین توی خونه ی خودمون و مراسم چهارشنبه سوری امسال همگی با صدای خنده ی دخترکم آهنگ گرفت و با شیطنت های این وروجک کوچولو نقاشی شد. امسال تا روز آخر بابا امیر دنبال انجام کارها و تحویل دادنشون بود که متاسفانه یکی از کارهای ساختمونی به خاطر یه اتفاق تموم نشد و نتونستیم مسافرت خاصی بریم چرا که بابا توی تعطیلات هم دنبال اتمامش بود اما من و آرشیدا سعی کردیم توی خونه ی خودمون به همراه بابایی لحظه های قشنگی رو بسازیم.  برای چهارشنبه سوری با همسایه های خوبمو...
18 فروردين 1394

یک و نیم سالگی آرشیدا

آرشیدای کوچولوی ما یک و نیم ساله شد حالا که فکر می کنم باورم نمیشه یک سال و نیم از به دنیا اومدن فرشته ی کوچولومون گذشته!!!!!! جوجه کوچولوی سه کیلو و صدو پنجاه گرمی که توان هیچ کاری نداشت حالا با گذشت فقط یک سال و نیم خیلی کارهارو انجام می ده و کنجکاوانه مسیر رشد و تعالی رو طی میکنه. خدایا شکر به خاطر این همه مهربونی. و اما چه ها باید گفت از 18 ماهگی آرشیدا که گاهی انگشت به دهان می مانم از اعمالش و گاهش دو دستی بر سر می زنم از خراب کاری هایش.  این روزهای پایانی سال که پرهیاهو و با عجله می آیند و می گذرند من هم مثل همه ی خانم ها در تلاشم تا گردی از خانه بزدایم و خریدهای استقبال از سال جدید را انجام ...
23 اسفند 1393

بازیهای زمستانه آرشیدا

حالا که روزها با عجله دارن می گذرن و فرصتی تا خط خوردن آخرین برگه ی تقویم امسال نمونده حیفم اومد از بازی زمستانه و شهربازی مورد علاقه ی آرشیدا کوچولو چیزی نذارم. تو ماه های سرد که البته فقط اسموشون نمادی از سردیه، نمیشه کوچولوی نازمون رو برای تفریح و بازی طولانی به دستای پارک سپرد. درسته امسال خبری از برف و بارون نبود که البته همین خیلی بده ولی به هر حال نمی شد دختر نازم زیاد توی پارک بازی کنه برای همین تو این مدت آرشیدای کوچولو رو به شهربازی سرپوشیده ای می بردیم که خیلی هم از خونه فاصله نداره و چقدر آرشیدا اونجارو دوست داره ودیگه شهربازی بلدی شده و خودش وسیله هارو انتخاب می کنه و تو نوبت می ایسته.... چقدر تاسف داره که کوچولوهامون...
8 اسفند 1393